مولتیپل اسکلروزیس درمان های خوراکی

0
54
درمان های خوراکی مولتیپل اسکلروزیس
درمان های خوراکی مولتیپل اسکلروزیس

مولتیپل اسکلروزیس درمان های خوراکی

در حال حاضر، حدود ۲ تا ۳ میلیون نفر در دنیا مبتلا به بیماری مالتیپل اسکلروزیس هستند که درمان قطعی هم برای آن معرفی

نشده است.

اهداف درمانی شامل استفاده از عوامل درمانی برای آهسته کردن پیشرفت بیماری، حفظ فعالیت فیزیکال، و ساپرس کردن

واکنش‌های اتوایمیون. علاوه بر عوامل مدیریت عود بیماری (متیل پردنیزولون وریدی، پردنیزولون خوراکی، هورمون آدرنوکورتیکوتروپین

عضلانی و زیرپوستی)، درمان‌های تعدیل کننده بیماری به‌طور گسترده‌ای برای تغییر روند بیماری و آهسته‌تر کردن پیشرفت بیماری و

ناتوانی‌های مرتبط استفاده می‌شوند که هم به صورت خوراکی و هم تزریقی در دسترس هستند. انواع تزریقی آنها عبارتند از

glatiramer acetate، فرمولاسیون‌های مختلف اینترفرون، natalizumab، ocrelizumab، mitoxantrone و alemtuzumab. عوامل

خوراکی آنها عبارتند از dimethyl fumarate، teriflunomide، cladribine، fingolimod و siponimod.

مولتیپل اسکلروزیس
مولتیپل اسکلروزیس
Dimethyl Fumarate

دی‌متیل فومارات یک پیش‌داروی استر از فوماریک اسید است.

این دارو یک فعال کننده مسیر رونویسی است. این مسیر در پاسخ سلولی به استرس اکسیداتیو (مانند افزایش بیان آنزیم‌های

آنتی‌اکسیداتیو) دخیل است.

عوارض جانبی دی‌متیل فومارات شامل آنافیلاکسی و آنژیوادم، گرگرفتگی، لنفوپنی، خطر ابتلا به لکوانسفالوپاتی چند کانونی

پیشرونده (PML) و آسیب کبدی است.

Teriflunomide

تری‌فلونوماید، یک متابولیت فعال داروی آنتی‌روماتیک، leflunomide، مهارکننده دی‌هیدرواوروتات دهیدروژناز است. دی‌هیدرواوروتات

دهیدروژناز مسوول سنتز پریمیدین است که منجر به کاهش فعالیت و تکثیر لنفوسیت می‌شود.

اعتقاد بر این است که در MS، این دارو فعال شدن لنفوسیت‌ها و التهاب را در CNS مهار می‌کند. شایع‌ترین عوارض جانبی

تری‌فلونوماید شامل حالت تهوع، استفراغ، اسهال، آلوپسی و افزایش تست عملکرد کبدی (LFT) است.

هشدارهای جعبه مرتبط با استفاده از تفلونوماید شامل سمیت کبدی و تراتوژن بودن آن است. در صورت نیاز، دفع آن توسط

کلستیرامین و ذغال فعال افزایش می‌یابد.

Cladribine

Cladribine یک مشتق deoxyadenosine است که برای فعال شدن نیاز به فسفوریلاسیون دارد. به عنوان یک داروی ضدسرطان،

cladribine برای سلول‌های لنفاوی از ویژگی بالایی برخوردار است و معمولا در لوکمی سلول‌های مویی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

اگرچه این دارو پیشرفت MS را به میزان قابل‌توجهی کاهش می‌دهد، استفاده از آن با افزایش خطر ابتلا به بدخیمی همراه است.

همچنین یک ترکیب تراتوژنیک است که باعث ایجاد نقایص هنگام تولد می‌شود و در زنان باردار قابل استفاده نیست. سایر عوارض

جانبی عمده شامل لنفوپنی و افزایش خطر عفونت است.

Fingolimod

fingolimod هیدروکلراید که مشتق از میوریوسین متابولیت قارچی است، یک تعدیل کننده گیرنده اسفنگوزین-۱-فسفات (S1P)

است. S1P در آزادسازی لنفوسیت‌ها از بافت‌های لنفاوی نقش دارد. عوارض جانبی عمده شامل برادیکاردی با دوز اول، ورم ماکولار،

عفونت‌ها، کاهش حجم اجباری بازدمی (FEV1)، افزایش فشار خون سیستولیک و دیاستولیک، افزایش LFTها و در موارد نادر لنفوپنی

است.

Siponimod

Siponimod، یکی دیگر از تعدیل کننده‌های گیرنده S1P، در مارس ۲۰۱۹ تصویب شد. این ماده از وابستگی قوی به گیرنده‌های S1P

یک و پنج برخوردار است و باعث آزاد شدن لنفوسیت‌ها از اندام‌های لنفاوی می‌شود.

عوارض جانبی آن شامل فعال شدن مجدد ویروس واریسلا زوستر، بالا رفتن آنزیم‌های کبدی، ادم ماکولا و اختلال عملکرد ریوی است.

آزمایش ژنتیکی CYP2C9 به دلایل زیر قبل از درمان با siponimod لازم است: ۱) این عامل در بیماران با ژنوتیپ منع مصرف دارد، ۲)

اصلاح دوز ممکن است برای بیماران با ژنوتیپ‌های یا مورد نیاز باشد، ۳) متابولیسم siponimod توسط القاکننده‌ها یا مهارکننده‌های

قوی CYP2C9 و CYP3A4 مختل می‌شود.

منبع:US Pharm

میثم دولتی ابربکوه

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید